theme wordpress
معماری ایرانی

برجسته ترین خصوصیت های معماری ایران

برجسته ترین خصوصیت معماری ایران که آن را از معماری دیگر سرزمین های جهان متمایز می کند، شفافیت این معماری است….
فضا جوهر معماری است و شفافیت معماری اصفهان را عمدتا بایستی در شفافیت فضایی آن سراغ گرفت
معماری اصفهان، قلب معماری ایران را در دوره های بعد از اسلام تشکیل می دهد. زیرا که این شهر در دو دوره مهم بعد از اسلام یعنی دوره های سلجوقی و صفوی مرکز ایران بوده و بیشترین بناهای با ارزش این دو دوره در اصفهان متمرکز هستند و از آنجا که بعد از اسلام، حکومت ایران در دوره های سلجوقی و صفوی بیشترین قدرت، وسعت و تمرکز خود را داشته است، می توان این نتیجه را گرفت که شهر اصفهان دارنده فاخر ترین نمونه های معماری ایران بعد از اسلام بوده و معماری آن واجد نمایان ترین خصوصیات معماری این دوره ایران است.
برجسته ترین خصوصیت معماری ایران که آن را از معماری دیگر سرزمین های جهان مشخص می کند، شفافیت این معماری است. اصل شفافیت از اصول مهم هستی بوده و معنای آن حرکت همیشگی و تکامل هستی از کیفیت مادی به کیفیت روحی است. از آنجا که اصل شفافیت یکی از اصول هستی است، طبیعی خواهد بود که در روند کلی معماری جهان نیز این اصل حاکم باشد و معماری جهان در طول تاریخ به سمت شفافیت و به بیان معمارانه، کم کردن ماده و افزایش فضا حرکت کرده باشد و چنین نیز هست. لکن این روند در معماری ایران بصورت بارزتری خود را نشان می دهد و جهان بینی اسلامی که پس از حضور اسلام در ایران بر این سرزمین حاکم می شود و به اصل تکامل هستی از حالت مادی به حالت روحی معتقد است به این روند یعنی حرکت معماری در جهت شفا ف تر شدن سرعت می بخشد.
بر اساس مطالب عنوان شده، مقدمتا نتیجه می گیریم که اصل خصوصیت معماری اصفهان به مثابه قلب معماری بعد از اسلام ایران شفافیت است و معماری اصفهان به صورت بارز حرکتی است در جهت هر چه شفاف تر و سبک کردن بنا و به عبارت دیگر کاستن از حجم ماده و افزایش فضاست و تمامی تلاش معماران پدیدآورنده آثار با ارزش اصفهان در این جهت بوده و تمامی عناصر و اجزای معماری آن در خدمت تحقق این اصل پایه ای معماری است.
فضا جوهر معماری است و شفافیت معماری اصفهان را عمدتا بایستی در شفافیت فضایی آن سراغ گرفت. فضا در معماری اصفهان به حداکثر گشادگی و سبکی می رسد و این امر با تکیه بر دانش و تجربه عظیم ساختمانی و با کاستن از ماده بنا و به موازات آن افزایش فضا صورت می گیرد. در معماری اصفهان ماده مکعب بنا تا آنجا که ممکن است توسط حیاط ها، ایوان ها، گشادگی ها، روزنه ها و نورگیرها برداشته می شود و آنچه که از ماده باقی می ماند، حداقلی است که برای برپا ماندن بنا لازم است. مصداق برجسته این تصور کوشک هشت بهشت است که برخلاف بناهای متعارف که مکعبی هستند از مواد و مصالح ساختمانی و در درون آن فضاهای مختلف مورد نیاز جاسازی شده اند مکعب متخلخلی است که ماده بنا چون پوسته ای گرد فضای آن را گرفته و از این رو کالبد بنا در درون فضای باغ اطراف معلق به نظر می رسد. همین خصوصیت در پل خواجو با وجود آنکه برای مقاومت در مقابل فشار آب بایستی از ماده بیشتری برخوردار باشد، نیز کاملا به چشم می خورد و کالبد پل خواجو به جای آنکه روی زمین نشسته باشد، گویی از آسمان آویزان است.
از فضا به سلسله فضاها در معماری اصفهان می رویم، سلسله فضاها در معماری اصفهان مجموعه ای از فضاهای مجزا و محصور شده که در ترکیب با یکدیگر قرار گرفته باشند، نیستند، بلکه فضاها ضمن اینکه محدوده و شخصیت خود را دارند و از فضاهای دیگر قابل شناسایی هستند، در یک ترکیب کاملا واحد قرار می گیرند، به طریقی که حرکت انسان در درون سلسله فضاهای یک بنا، حرکتی سیال و لغزنده است. اگر سلسله فضاهای مسجد امام از میدان نقش جهان، ایوان ورودی، هشتی، راهروها، حیاط، ایوان داخلی و سرانجام شبستان را دنبال کنیم، با وجود تفکیک و تشخیص این فضاها و تنوع بی نظیر آن، یک کلیت واحد فضایی را دریافت کرده واحساس می کنیم که در لایه های فضایی بنا، لیز می خوریم.
وحدت سلسله فضاها در بنای چهل ستون گام جلوتری را برمی دارد و فضای درونی بنا، توسط ایوان گشاده آن به فضای بیرونی متصل می شود و مرز بین فضای بیرون و درون از میان برداشته می شود و سلسله فضا، گستردگی بیشتری می یابد و سرانجام وحدت فضایی در کوشک هشت بهشت به کمال خود می رسد و سه فضای اصلی این کوشک یعنی فضای باغ، ایوان ها و فضای مرکزی با چنان گشادگی به یکدیگر اتصال می یابند که گویی فضای باغ از درون بنا عبور می کند و کالبد بنا مانعی در مقابل سیلان فضا نیست و منتهای شفافیت و سبکی در سلسله فضایی این بنا پدید می آید.
شفافیت و گشادگی نه تنها خصیصه اصلی فضاها و سلسله فضای بناهای اصفهان را می سازد، بلکه الگوهای معماری آن را تحت تاثیر قرار می دهد بدین معنی که الگوهای معماری این شهر که امور مجردی هستند نیز در روند شفافیت قرار می گیرند که برای نمونه الگوی حیاط مرکزی را ذکر می کنم.
این الگو که سابقه دو هزار ساله در معماری ایران دارد و در سرزمین های دیگر جهان نیز به مقیاس وسیع به کار گرفته شده است، در معماری ایران سرنوشتی در جهت شفاف تر شدن دارد. از ابتدا در این الگو ایوان هایی در بدنه حیاط مرکزی در نظر گرفته شدند که به سبکی و شفافیت فضای درونی حیاط می افزودند. در طول زمان این امر تقویت می شود، ابتدا تعداد و گشادگی ایوان ها افزایش می یابد و به چهار ایوان می رسد و در دوره صفوی با کشف و قرار دادن چهار حیاط کوچک در چهار گوشه حیاط اصلی که بخش های فاقد نور این الگو هستند. شفافیت بنا افزایشی می یابد که نمونه های برجسته آن مدرسه چهارباغ و مدرسه صدر هستند. سرانجام در دوران قاجار با شکستن دیواره های حیاط مرکزی و ایجاد حیاطک هایی در ارتفاع متصل به حیاط اصلی این امر به حداکثر قوت خود می رسد و این الگو در جهت شفافیت تکامل می یابد که نمونه عالی آن مسجد سید است.

فن در معماری اصفهان نیز در همان جهت اصلی یعنی شفافیت حرکت کرده است. اصولا ماهیت فن آوری نیز چیزی غیر از این نیست که ماده بنا را کاهش دهد. بهترین نمونه های فن آوری در معماری اصفهان در پوشش های بزرگ و شاخص ترین آنها گنبد ها هستند.
پوشانیدن یک فضای مکعب شکل به وسیله گنبد در معماری ایران سابقه دیرینه دارد. اگر گنبدهای معروف اصفهان مانند گنبد نظام الملک، گنبد تاج الملک، گنبد مسجد امام جامع عباسی، گنبد مسجد شیخ لطف الله و سرانجام گنبدهای دوران قاجار این شهر را مرور کنیم در می یابیم که چگونه در اثر فن آوری معماری، این گنبد خانه ها در طول زمان در جهت کم کردن ماده چه در افق و چه در ارتفاع و گسترش فضای داخلی آن در حرکت اند. دیواره های مکعب نگاهدارنده گنبد که مثلا در گنبد نظام الملک بصورت جرزهای ضخیم یا گشایش های محدود هستند، در گنبد های بعدی مانند گنبد امام به تدریج باریک شده، ماده اضافی آنها برداشته شد. گشادگی های بیشتری در آن راه یافته و در نهایت مثلا در گنبد مسجد رکن الملک متعلق به دوره قاجار تبدیل به ستون های ظریف شده اند. این امر ضمن سبک کردن معماری گنبد خانه، موجب اتصال فضای گنبد خانه به فضاهای جانبی اطراف شده و شکفتگی و گشایش فضای گنبد خانه را پدید آورده است.
تقلیل ماده گنبد خانه ها در طول زمان تنها در دیواره مکعب آن صورت نگرفته، بلکه این امر در منطقه میانی گنبد خانه ها یعنی منطقه ای که مکعب گنبد خانه را به نیم کره گنبد اتصال می دهد و عمدتا به صورت یک طوقه است نیز رخ داده است.. تقلیل ماده این منطقه از طریق ایجاد روزنه ها حاصل شده است و تعداد این روزنه ها در دوره تکامل گنبد خانه ها، افزایش یافته و غلبه نور را بر ماده این منطقه به دست داده که نمونه برجسته آن گنبد مسجد شیخ لطف الله است .حضور نور در این منطقه ضمن روشن کردن فضای زیر گنبد و سبک کردن فضای سنگین آن، به لحاظ آنکه درست زیر کره گنبد اتفاق می افتد، کیفیتی شناور به گنبد داده و آن را به حد سبکی می رساند. بدین ترتیب تقلیل ماده گنبد که از طریق انتخاب نیم رخ هوشیارانه ای برای گنبد حاصل شده، در مجموع ماده گنبد خانه را در طول زمان به حداقل رسانیده و فضای آن را به حداکثر گشایش و شفافیت سوق داده است.
فن آوری در پوشش های غیر گنبدی اصفهان نیز همین مسیر کم کردن ماده وافزایش فضا را طی کرده است که به یک نمونه برجسته آن اشاره می کنیم و آن پوشش شبستان واقع در ضلع شرقی مسجد جامع است موسوم به صفه عمر از آثار دوره آل مظفر، در این شبستان که ابعادی بالغ بر ۱۱ در ۱۸ متر دارد. با استفاده هوشمندانه از فن آوری، یک فضای سنگین و بی روح طاق گهواره ای از طریق حذف ماده اضافی و جانشین کردن آن با نور به یک فضای زنده، پرتحرک و پر از نور و فرم تبدیل شده و فضای آن به شفافیت بی نظیری دست یافته است.

از آنجا که شفافیت با نور بسیار قرین است، قاعدتا باید انتظار داشت که عمده ترین کار را در معماری اصفهان، نور انجام دهد. انصافا چنین نیز هست، به جرات می توان گفت که هیچ یک از دوره های برجسته معماری جهان تا قبل از دوره مدرن، آنچنان که معماری پس از اسلام ایران از نور بهره برده است، نتوانسته اند بهره ببرند. نور چیزی عارضی بر این معماری نیست، بلکه با حقیقت و ذات آن عجین است. نور در این معماری تنها یک وظیفه کاربردی ندارد، نقش آن حتی به آفرینش زیبایی هم محدود نمی شود، بلکه نور حقیقت معماری اصفهان را می سازد و آنجایی حضور دارد که تعالی ماده به نور در این معماری صورت می گیرد.
از آنجا که خلاقیت های نوری در معماری اصفهان حد و مرز ندارد، به ارایه یک نمونه عالی آن بسنده می کنم و آن نور مسجد شیخ لطف الله و بخصوص گنبد خانه آن است. نور در گنبد خانه این مسجد، آرام، با نقش و نگار و در حرکت است و برای غیرمادی کردن فضای گنبد خانه و اتصال به ماوراء، طرح اندازی شده است. دو منبع اصلی نور در این گنبد خانه وجود دارد یکی حجمی از نور که از دهانه بزرگ شمال شرقی بر دیواره جنوب غربی شبستان که محراب در آن قرار دارد می تابد و تمامی سطح این دیواره را که پوشیده از کاشی و صیقلی است، غرق نور می سازد و به نوعی این حایل مادی را از میان بر می دارد. دوم احجام نوری هستند که از ۱۶ شبکه داخله طوقه گنبد می تابند و پیچ و تاب های شبکه ها را با خود دارند و با گردش آفتاب به گردش در می آیند. این احجام نوری هم طوقه گنبد که منطقه اتصال مکعب زمین به گنبد آسمان است را از میان برمی دارند و این اتصال زمینی به آسمانی را بی واسطه می سازند، هم فضای تاریک زیر گنبد را روشن می کنند و حجم عظیم گنبد را چون گنبد آسمان در فضا شناور می سازند و هم با تابیدن بر دیواره های گنبدخانه، احجام، سطوح ونقش های متعدد آن را با بازی های شگفت خود چند برابر، با سبک بالی به رقص در می آورند حقا باید گفت که نور در مسجد شیخ لطف الله کیفیت مادی بنا را به مرزی ورای ماده و در پیوند با نقش نور می رساند و مصالح زمینی را آسمانی می کند و ماجرایی می آفریند که به هدف عمیق معماری یعنی تبدیل ماده به نور تجسم می بخشد.

آب با جنبه های گوناگونی در معماری اصفهان عمل می کند، به محیط معماری طراوت می بخشد، با انعکاس تصویر بناها در خود، زیبایی آنها را دو برابر می کند، از خنکای آن آرامش پدید می آید و نقش ها و زمزمه های گوناگون آن فرح و شادی می آورد ولی تمامی اینها چیزی منحصر به معماری اصفهان نیست هر چند در عالی ترین صورت خود در معماری اصفهان تحقق یافته است. به نظر من ژرف ترین استفاده ای که از آب در معماری اصفهان شده ، توجه به خاصیت های اصلی آب یعنی شفافیت و قابلیت انعکاس آن و استفاده از این خاصیت برای از میان برداشتن مرز بین واقعیت و مجاز در معماری است. از طریق یکی کردن ماده و تصویر آن در آب که امری است غیر مادی. از اینجاست که در بنای چهل ستون تصویر بنا در آب جزئی از معماری به شمار می آید و حقیقت وجودی ستون های واقعی و ستون های تصویر شده در آب یکی می شوند و یکجا چهل ستون خوانده می شوند و بدین ترتیب بود و نبود و واقعیت و مجاز در معماری این بنا یکی شده و این به واقع منتهای شفافیت در معماری است.
هر چند لازم است که به نمونه برجسته دیگری از حضور آب در معماری اصفهان مانند پل های این شهر، باغ ها، مدارس و مساجد، وضوخانه ها و … اشاره کنیم، لکن با توجه به آنچه که آب در معماری کاخ چهل ستون کرده است، برای گریز از نزول شأن از آن در می گذرم.

افق جایی است که زمین به آسمان می پیوندد، به عبارتی دیگر منطقه اتصال جهان خاکی با جهان ماوراء است و بنابراین بایستی هم در فلسفه معماری و هم در خود معماری اصفهان که بر نوعی تفکر عرفانی استوار است، جای برجسته ای داشته باشد. ضمن اینکه افق در معماری اصفهان می تواند انعکاس حافظه تاریخی افق فلات ایران که این شهر در قلب آن قرار دارد نیز باشد.
افق در معماری اصفهان حضور اصلی و تعیین کننده دارد و تاکید و چیرگی خطوط و سطوح افقی در این معماری بارز است. خط افق دو یا چند بار در بناهای اصفهان اتفاق می افتد اولین بار با سطحی که مبنای برپایی بنا را تشکیل می دهد که یا به صورت صفه یا بصورت حیاط و میدان تجلی می کند بار دیگر این خط افق به صورت لبه دیواره معماری بنا خود را نشان می دهد که عناصر عمودی بنا از آن برافراشته می شوند، مانند لبه دیواره حیاط ها یا لبه دیواره خارجی مساجد و کاروانسراها.
در معماری اصفهان خطوط افقی، انتظام بخش، آرام کننده و تعادل دهنده خطوط و عناصر عمودی هستند و هیجان زدگی را در این معماری مهار می کنند. نمونه برجسته این امر لبه بالایی دیواره میدان نقش جهان است که با خویشتن داری حیرت انگیزی در طول بالغ بر ۱۳۴۰ متر کماکان به قوت افقی خود باقی می ماند و تنها در چهار نقطه به تظاهر عناصر عمودی فرصت می دهد. دیگری لبه بالایی سی وسه پل است که طولی بیش از ۳۰۰ متر را بدون هیچگونه تغییری می پیماید.
تاکید بر وجود خط افق در معماری اصفهان به حدی است که برای مثال در مسجد حکیم یا مسجد علی، هنگامی که نیاز به ارتفاع در برخی از قسمت های بدنه حیاط وجود نداشته، خط افق را دیواری که در ورای آن چیزی نیست و گشادگی هایی در آن وجود دارد، تجسم بخشیده است.
حضور آب در معماری اصفهان علل ذهنی و عینی متعدد دارد که در قسمت دیگری به آن اشاره کردم، لکن می توان با اطمینان چنین پنداشت که یکی دیگر از علل حضور نیرومند آب در معماری اصفهان، خاصیت ذاتی این عنصر یعنی افقی بودن آن است و به عبارت دیگر آب در معماری اصفهان به خصوص در سطوح وسیع آن برای تاکید و تشدید حضور افقی بناهای این معماری به کار گرفته می شود.
عناوینی را که برشمردم تنها زوایایی نیستند که معماری فاخر اصفهان را می توان از آنها دید یا اینکه معماری این شهر فقط از این زوایا دارای کیفیت هایی است می توان بیان کرد، بلکه این معماری را از هر جهت که نظاره کنیم چه فلسفی و چه تخصصی و چه شاعرانه و هر عنصر یا جزء یا مقوله آن را مورد مداقه قرار دهیم نیز به این نتیجه می رسیم که جوهر این معماری سیری است در جهت استحاله ماده به نور.
به یاد می آورم نور نقره فامی را که در یک صبحگاه پاییزی از روزنه ای بر کاشی های درون گنبد مدرسه چهارباغ تابیده بود

آثار باستانی
شهر اصفهان با تاریخ بسیار کهن و آثار باستانی بی شمار، از شهر های نمونه جهان است. و بنا به گفته آندره مالرو نویسنده و پژوهشگر فرانسوی ، فقط دو شهر فلورانس و پکن در دنیا با آن قابل مقایسه اند. آثار تاریخی اصفهان مجموعه ای از بهترین نمونه های بجا مانده از سبکهای گوناگون معماری ایران در طول هزاران سال و بیشتر است. و کیفیت این آثار چنان است که می توان گفت بیشتر آثار بزرگ و شاهکارهای هنر معماری ایران پس از اسلام در اصفهان قرار دارد.
در آثار تاریخی اصفهان می توان انواع و اقسام گنبد سازی ، کاشیکاری، گچبری ، مقرنس کاری ، منبت کاری و خوشنویسی را در عالی ترین شکل ممکن آن مشاهده کرد. آثاری که نشانگر ذوق هنری کمال یافته و ایمان مذهبی هنرمندان سازنده آنهاست و بیننده را چنان مجذ وب خود می کند که بی اختیار به درون زمان و فضای خاص آنها کشیده می شود، و خود را در جهانی از روشنایی و لطافت و سبکبالی احساس می کند.
از دوره قبل از اسلام ، چیزی به جز بقایای آتشکده ای در کوه آتشگاه بجا نمانده است. و تقریباً تمامی آثار تاریخی بجا مانده در مربوط به دوره اسلامی است. آثاری از تمامی دوره های تاریخی پس از اسلام بجا مانده است اما بویژه آثار دو دوره باشکوه از تاریخ اصفهان یعنی دوره سلجوقی و دوره صفوی برجستگی خاصی دارد ، که هر کدام دارای ویژگی های خاص و سبک معماری منحصر به فرد خود می باشد.
ویژگی دیگر معماری این دوره سکوت و درونگرایی به دور از هر گونه جلوه گری آن است . بجای آنکه بیننده تحت تاثیر آنی آن قرار گیرد ، آرام آرام زیبائی و عظمت اسرار آمیز آن را در جای خود احساس می کند . برخلاف معماری و هنر دوره صفوی که توجه به جلوه های رنگ و نور و چشمگیری و درخشندگی از مشخصه های آن است.

چهلستون
کلیسای وانک
خانه هنرمندان
موزه هنرهایمعاصر
موزه هنرهای تزئینی
موزه تاریخ طبیعی
موزه خط اصفهان
تکیه شهدا

مدرسه بزرگ صد ر

این مدرسه از مدارس بزرگ طلبه ‌نشین اصفهان است که بوسیله « حاج محمد حسین خان صد ر اصفهانی» حکمران مشهور اصفهان در دوره سلطنت فتحعلی شاه قاجار بنا شده و منظره عمومی آن آجر ساده است. از د وره حکمرانی « صد ر» در اصفهان آثار دیگری نیز مانند« مدرسه صدر» در محله « پای قلعه» و « مدرسه صدر خواجو» و « چهارباغ خواجو» که به شیوه چهارباغ دوره شاه عباس احداث شده است، در شهر اصفهان به یاد گار مانده است. عمارت « صدری» و « هفت دست صدر» آثار د یگری از این مرد خیر اصفهانی عصر قاجار است که چیزی از آنها باقی نمانده است ولی نام بانی آن آثار همچنان در اذهان مردم اصفهان باقی است و برای آن مرد نیکوکار برگزیده آن عصر طلب مغفرت و آمرزش می‌ کنند.

منار ساربان

این مناره در شمال محله «جوباره» ( قسمت یهودی نشین اصفهان ) واقع شده است و از زیباترین مناره‌های عهد سلجوقی می‌باشد که دارای تزیینات آجری و کاشیکاری است و در قرن ششم هجری بنا شده است. مناره حدود ۵۴ متر ارتقاع دارد و از ارتفاعات داخل و اطراف شهر به خوبی مشاهده می‌شود و معرف سبک خالص معماری دوران سلجوقی شهر تاریخی اصفهان در مجموعه آثار
تاریخی آن دوره است.

منارجنبان
این بنا به صورت یک بقعه و دو مناره است که بر روی قبر « عموعبدالله» از زهاد معروف قرن هشتم هجری بنا شده و سنگ قبر آن مورخ به سال ۷۱۶ هجری، مقارن اواخر سلطنت « اولجایتو» ایلخان مسلمان مغول است.
ایوان منارجنبان یکی از نمونه ‌های ابینه سبک مغولی ایران است و از آن دوره کاشیکاریهایی هم دارد. مناره‌ها بعداً و در تاریخی که درست معلوم نیست و احتمالاً در آخر عصر صفویه به ایوان مزبور اضافه شده و با حرکت دادن یکی از آنها، دیگری نیز حرکت می‌کند. اما نکته جالب در این بنای تاریخی آن است که با حرکت دادن یک مناره، نه تنها مناره د یگر به حرکت در می‌آید، بلکه تمامی این ساختمان مرتعش می‌شود.
مقبره « عموعبدالله» در بقعه منارجنبان زیارتگاه مردم ساکن دهکده « کارلادان» ( گارلادان) است که این بقعه در آنجا واقع شده و تا شهر اصفهان حدود هفت کیلومتر فاصله دارد.
میوه « به» معروف اصفهان که شاید در دنیا هم بی‌نظیر است از باغهای مجاور « گارلادان» و منارجنبان مخصوصاً از « گورتون» به لفظ مردم محل یا ( گورتان) به دست می‌آید. بوی این « به» هنگام عبور از جاده اصفهان به منارجنبان در ماه دوم پاییز که میوه به این باغها جمع‌آوری می‌شود و بوی خوش به پراکنده می‌شود واقعاً سحرانگیز است. کارلادان یکی از روستاهای مشهور ماربین است که از بلوک سرسبز و پر برکت اصفهان در جمیع ادوار تاریخی این شهر بوده است و از باغهای وسیع و درختان میوه‌ دار آن عموم سیاحان ایرانی و عرب و مورخین و جغرافیا نویسان قرن دوم هجری به بعد در کتابهای خود به تفصیل سخن گفته‌اند و این بیت را با کمی اختلاف ذکر کرده‌اند که :

ماربینت که روضه ارم است آفتاب اندرو درم درم است

مسجد جمعه اصفهان (مسجد جامع)
این مسجد در حقیقت مجموعه ای از معماریها و آثار هنری دوره های بعد از اسلام تاریخ ایران است و یاد گارهای پادشاهان و وزرا و امرا و رجال و بانوان خیر ایرانی بعد از اسلام را در بر دارد. بنابراین تحولات معماری دوره های اسلامی تاریخ ایران را درمدت هزار سال اخیر بخوبی می توان در آن مطالعه نمود. قسمتهای دید نی و جالب این مسجد با توضیح به اینکه در ورودی مسجد در سمت مشرق میباشد بدین قرار است:
۱. صفه های کوچک سمت راست دالان ورودی که ستونهای مدور با تزئینات گچبری دارد ، مشتمل بر آثار دوره دیلمی از قرن چهارم هجری است.
۲. چهلستون واقع در سمت چپ دالان ورودی که در ساختمان آن از سبک ابنیه سلجوقی پیروی شده از دوره پادشاهان آل مظفر در قرن هشتم هجری است.
۳. در ضلع جنوبی مسجد، گنبد خواجه نظام الملک وزیر مشهور ملکشاه سلجوقی قرار دارد که سال ساختمان آن بین ۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری است، و به احتمال قوی در ۴۷۳ هجری به اتمام رسیده است، کتیبه کوفی این گنبد، نام پادشاه وقت ، مکلشاه و وزیر او خواجه نظام المکک را در بر دارد. عنوان ملکشاه در این کتبه ” یمین خلیفه الله امیر المومنین” ذکر شده و خلیفه عباسی در آن زمان ” المقتدی بالله ” بوده است.
۴. چهلستونهای طرفین این گنبد، از دوره دوم عهد سلجوقی (جانشینان ملکشاه) واز اوایل قرن ششم هجری است.
۵.چهلستونی که در منتهی الیه غربی این ضلع واقع شده از دورهُ شاه عباس اول صفوی است ، که در سال ۱۰۱۹ هجری به ساختمانهای مسجد افزوده شده است.
۶. ایوان جنوبی مسجد ، صفهُ صاحب که ساختمان آن از قرن ششم هجری و تزئینات داخل و خارج آن از قرن هشتم ، نهم ، دهم و یازدهم هجری است . دو منار این ایوان ظاهراً درعهد حسن بیک ترکمان افزوده شده است و در دورهُ این امیر نیرومند آق قویونلو و پادشاهانی مانند شاه طهماسب اول و شاه عباس دوم ، تعمیرات ضروری مسجد به انجام رسیده و داخل و خارج این ایوان با تزئینات کاشیکاری آراسته شده است . در بین مقرنس های طاق این ایوان نام “ابوالنصر حسن بهادر “که بانی تعمیرات و الحاقاتی در این مسجد بوده در یک لوحه کاشیکاری مورخ به سال ۸۸۰ هجری قرائت می شود.
۷. تزیینات کاشیکاری اطراف صحن ، از دورهُ حسن بیک ترکمان معروف به اوزون حسن و از قرن نهم هجری است .
۸. ایوان شرقی مسجد ، ایوان شاگرد که مشخصات سلجوقی خود را از قرن ششم به خوبی حفظ کرده است . داخل این ایوان با آرایشهـــای گچ بری قرن هشتم پیرایش شده و کتیبهُ کاشیکاری آن حاکی ازتعمیرات دورهُ شاه سلیمان صفوی است.
۹. در مشرق این ایوان، صفهُ عمر واقع شده که در دورهُ قطب الدین محمود شاه آل مظفر به وسیلهُ “مرتضی بن الحسن العباسی الزینبی ” در محل بنای قد یمی دیگری ساخته شده است ، و در دورهُ حکومت پوشالی و موقتی اشرف افغان ، تعمیر شده و به دستور او کتیبه و الواحی در این صفه افزوده شده است . وجه تسمیه این ایوان به “عمر” نه خلیفه دوم – بنا بر آنچه اهل سنت می گویند – بلکه ” عمر بن عبدالعزیز عجلی ” از آل ابود لف است که در اصل بانی ساختمان این صفه و مدرسهُ مقابل آن بوده است .

۱۰. ایوان غربی مسجد ،ایوان استاد که ساختمان آن از قرن ششم هجری است و تزیینات آن بیشتر از نوع خطوط بنایی است . این ایوان در دورهُ پادشاهی شاه سلطان حسین صفوی تعمیر و تزیین شده و با کتیبه ها و الواحی در قالب خطوط مختلف آراسته شده است .
۱۱. در شمال ایوان غربی، مسجد کوچکی از دورهُ اولجایتو ایلخان مسلمان مغول واقع شده است ، که محراب عالی گچبری آن در سال ۷۱۰هجری به دستور وزیر ایرانی او محمد ساوی ساخته شده است و طاقهای آجری متنوع دارد. محمد ساوی یا ساوجی در سال ۷۱۱ هجری بر اثر سعایت بد گویان به دستور اولجایتو کشته شده است ، ولی این اثر ارزنده دورهُ صدارت او همچنان نام او را در تاریخ جاودان کرده است . نام نامی استاد حیدر اصفهانی که سازندهُ این محراب عالی گچبری است نیز در آخر حاشیهُ کتیبه محراب ، خوشبختانه بر جای مانده است.
۱۲. در مغرب ایوان غربی و مسجد اولجایتو ، شبستانی از دورهُ سلطان محمد بن بایسنقر تیموری واقع شده که سال ساختمان آن ۸۵۱ هجری است و بانی ساختمان آن عماد بن مظفر ورزنه ای از امرای لشکر وی بوده است . کتیبهُ ثلث زیبای سردر این شبستان تاریخی را “سید محمود نقاش ” نوشته است . عماد بن مظفر، مسجد با شکوهی هم در محل تولد خودش ورزنه ، بنا کرده است .
۱۳. ایوان شمالی مسجد معروف به صفهُ درویش از قرن ششم هجری است ، کتیبهُ گچبری داخل آن از دورهُ شاه سلیمان صفوی است و تزیینات کاشیکاری نمای خارجی آن از اقدامات ادارهُ باستان شناسی اصفهان در سالهای ۱۳۳۶ و ۱۳۳۷ خورشیدی می باشد به این مناسبت کتیبه ای به خط بنایی به یاد گار گذاشته شده است .
۱۴. در طرفین ایوان شمالی وشمال آن چهلستونهایی از قرن ششم هجری موجود است ، که مخصوصا چهلستون شرقی آن دارای طاقهای متعد د با نقوش مختلف آجری است و از قسمتهای جالب این بنای عظیم تاریخی به شمار می رود .
۱۵. شمالی ترین اثر تاریخی مسجد جمعه ، گنبد تاج الملک مشهور به گنبد خاکی است که بانی آن ابوالغنائم تاج الملک خسرو فیروز شیرازی وزیر دیگر ملکشاه سلجوقی بوده است و سال ساختمان آن در کتیبهُ دور گنبد ،سال ۴۸۱ هجری ذکر شده است و اثر بی همتائی در بین آثار دورهُ سلجوقی به شمار می رود .
پروفسور آرتور اپهام پوپ “Prof. Arthur Upham Pop” ایرانشناس مشهور امریکایی راجع به این یادگار عظیم تاریخی اصفهان چنین نوشته است : ” این بنا با عظمت خاموش و جدی و اسرارآمیزش یکی از زیباترین آثار معماری جهان است

برچسب ها
نمایش بیشتر

محمد مهدی دولت آبادی

سزار پلی (Cesar Pelli): "من ساختمان های خود را شبیه به تکه هایی از شهر می بینم، و در طرح های خود آن ها را به شکلی خاص برای شهروندان توضیح می دهم." محمد مهدی دولت آبادی،بنیانگذار و مدیر بازاریابی بنیاد ویکی سازه هستم.مهندس نرم افزار، علاقه مند به حوزه معماری و صنعت ساختمان. هدف از راه اندازی ویکی سازه، ایجاد یک مرجع جامع و کامل به عنوان دایرة المعارف معماران کشورمان بوده است. سایت ویکی سازه را در سال 1395 راه اندازی نمودم، تا قطعه کوچکی از پازل صنعت معماری و ساختمان ایران باشم.

دیدگاهتان را بنویسید

بستن